صفحه اصلی / مقالات / مدیریت و رهبری / چه چیزی رهبران بزرگ را از رهبران خوب متمایز می‌کند؟
فرق رهبران بزرگ و خوب
رهبری و تحول

چه چیزی رهبران بزرگ را از رهبران خوب متمایز می‌کند؟

چه چیزی رهبران بزرگ را از رهبران خوب متمایز می‌کند؟

هر صاحب کسب و کاری احتمالاً داستان مدیر اجرایی بسیار باهوش، چیره دست و توانمندی را که به مقام والای رهبری یک کسب و کار ترفیع یافته، اما در کارش ناموفق است، می‌داند.

همچنین این داستان را از بر است که برخی افراد با برخورداری از ضریب هوشی و مهارت‌های فنی قابل قبول اما نه فوق العاده توانسته‌اند در جایگاه رهبر قرار گیرند و البته در کارشان نیز بسیار موفق عمل کنند.

این گونه داستان‌ها این باور عمومی را تشدید می‌کند که شناسایی افرادی که از قابلیت‌های رهبری برخوردارند، یک هنر است تا علم. با این حال، سبک شخصی رهبران تراز اول متفاوت از همدیگر است: برخی رهبران تودار بوده و اهل تجزیه و تحلیل هستند، اما برخی دیگر افکار خود را با صدای بلند اعلام می‌کنند. مطلب مهم دیگر این که هر موقعیتی رهبر خاص خود را می‌طلبد. اکثر شرکت‌هایی که با یکدیگر ادغام می‌شوند، نیازمند یک مذاکره کنندهٔ دقیق می‌باشند، در حالی که برخی شرکتهای دیگر نیازمند متصدیان تأثیر گذار هستند.

من در بررسی‌های خود دریافته‌ام که اکثر رهبران اثر بخش در یک مورد بسیار حائز اهمیت شباهت بسیاری به یکدیگر دارند: همگی این رهبران از هوش هیجانی وافری برخوردارند. منظور من به هیچ وجه ضریب هوشی (آی کیو) یا مهارت‌های فنی نیست، هرچند که این دو عامل بی تأثیر نیستند، ولی مهمترین عامل، قابلیت آستانه‌ای یا به عبارت دیگر پیش نیازهای مدیر اجرایی شده است. تحقیقات به خوبی نشان می‌دهد که شرط اساسی رهبری، هوش هیجانی است، به طوری که در فقدان آن، شخص اگرچه بهترین دوره‌های آموزشی را سپری کرده و از ذهن نافذ، تحلیل گر و همواره ایده پرداز برخوردار باشد، اما نمی‌تواند به یک رهبر بزرگ تبدیل شود.

چندی پیش، من و همکارانم روی نقش هوش هیجانی در محیط کار متمرکز شدیم، از این رو رابطه هوش هیجانی و عملکرد اثربخش به ویژه درمیان رهبران را مورد بررسی قرار دادیم. بدین ترتیب مشاهده کردیم که هوش هیجانی چگونه خود را در کار نشان می‌دهد. یا چگونه می‌توان دریافت که برای مثال شخص از هوش هیجانی بالایی برخوردار است؟ و یا اساساً چگونه می‌توان این نوع هوش را شناسایی کرد؟ در قسمت بعدی به این پرسش‌ها پرداخته و مؤلفه‌های هوش هیجانی را که عبارت از: خودآگاهی، خودسازمنگری، انگیزه، همدلی و مهارت‌های اجتماعی بررسی خواهیم کرد.

به گفته دنیل گلمن مسئله آی‌کیو یا مهارت‌های فنی نیست، بلکه عاملی به نام هوش هیجانی این تمایز را به وجود می‌آورد. هوش هیجانی عبارت است از مجموعه‌ای از پنج مهارت که بهترین رهبران را قادر می‌سازد که تا عملکرد خود و کارمندانشان را بهینه سازند. زمانی که مدیران ارشد یک سازمان از حداقل قابلیت‌های هوش هیجانی برخوردار باشند. عایدات سالیانه دپارتمان‌های آن‌ها ۲۰ درصد بیشتر از سایرین خواهد بود.

مهارت‌های هوش هیجانی عبارت‌اند از:

خودآگاهی: آگاهی از توانایی‌ها، ضعف‌ها، محرکت ها، ارزش‌ها و تأثیری که بر دیگران می‌گذاریم.

خودسازمان گری: کنترل کردن یا جهت دادن به تکانه‌ها و حالت‌های مختل‌کننده.

انگیزه: لذت بردن از موفقیت آن‌هم تنها به خاطر خود موفقیت

همدلی: درک هیجانات دیگران

مهارت‌های اجتماعی: برقراری روابط دوستانه به‌منظور هدایت کردن افراد در جهت مطلوب

همه ما انسان‌ها اگرچه با سطوح خاصی از مهارت‌های هوش هیجانی متولد می‌شویم، اما می‌توانیم با سرسختی، ِ تمرین و بازخوردهایی که از همکاران یا مربیان خود دریافت می‌کنیم، این مهارت‌ها را تقویت نماییم.

 

بخش از کتاب رهبری و تحول

تألیف اساتید دانشگاه بازرگانی هاروارد

مترجم: لیلا وطن دوست

درباره محمدحسین غلامی

سلام، من محمدحسین غلامی هستم هنرم اینه که به مدیران خوب گوش بدم، سوال خوب ازشون بپرسم و کمکشون کنم با راه حل هایی که خودشون ارائه می دن تیم و سازمانشان را رهبری کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوره رایگان راز و رمزهای مدیران ثروتساز
ثبت نام شما با موفقیت انجام شد.
همین الان اولین درس دوره رایگان به ایمیل شما ارسال شد!
برای شرکت در این دوره رایگان و فوق العاده
کافی است ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید
برای دریافت آموزش های بیشتر
در خبرنامه عضو شوید
عضویت شما با موفقیت انجام شد!
منتظر خبر های خوب ما باشید
فرم درخواست جلسه کوچینگ
لطفا صبر کنید